تاریخ انتشار: ۱۱:۳۵ - ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
تعداد نظرات: ۱ نظر
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

چرا «به من چه» توقیف شد؟ | حاشیه های واشقانی تمامی ندارد

برنامه «به من چه» قرار بود صدای نسلی باشد که بعد از اعتراضات ۱۴۰۱ دیگر نمی توانست نادیده گرفته شود؛ نسلی با پوشش، زبان و سبک زندگی متفاوت که سال‌ها در رسانه رسمی دیده نشده بود. اما همین تلاش برای به رسمیت شناختن نسل زد کافی بود تا برنامه مجید واشقانی خیلی زود توقیف شود.

چرا «به من چه» توقیف شد؟ | حاشیه های واشقانی تمامی ندارد

رویداد۲۴ | مجید واشقانی هیچ‌گاه بازیگر بزرگ و تعیین‌کننده‌ای در سینمای ایران نبود؛ این را می‌توان از کارنامه حرفه‌ای و نقش‌هایی که بازی کرده فهمید. حضور او در نقش‌های فرعی و اغلب مثبتِ چند سریال تلویزیونی—که بسیاری از آنها نیز در حافظه جمعی مخاطبان ماندگار نشدند—باعث شد واشقانی در یک تغییر مسیر آشکار، به سمت اجرا و برنامه‌سازی برود و با ساخت برنامه‌های چالشی، بیش از گذشته دیده شود.

واشقانی پیش از ورود به فضای گفت‌و‌گوهای جنجالی، با حضور در برنامه‌های سرگرم‌کننده‌ای چون «مافیا» و «جوکر»، متوجه ظرفیت بالای شبکه نمایش خانگی شده بود و به همین دلیل ترجیح داد پروژه‌های جدیدش را در همین بستر تولید و منتشر کند.

نتیجه این مسیر، ساخت برنامه «رُک» بود؛ برنامه‌ای که برخی قسمت‌های آن به‌شدت دیده شد و همین دیده‌شدن، واشقانی را به این جمع‌بندی رساند که علاوه بر هنرمندان، ورزشکاران و سلبریتی‌ها، سراغ چهره‌های سیاسی و تحلیلگران نیز برود.

گفت‌و‌گوهای پرحاشیه و جنجالی او با برخی مهمانان، خیلی زود واکنش مسئولان و رسانه‌های نزدیک به حاکمیت را به همراه داشت. یکی از جنجالی‌ترین نمونه‌ها، دعوت از «هانی کرده»—یکی از اراذل شناخته‌شده تهران—به برنامه «رک» بود؛ گفت‌وگویی که به اعتقاد منتقدان، تصویری همدلانه از یک چهره شرور ارائه می‌داد.

همین مسئله باعث شد احمدرضا رادان، فرمانده فراجا، صراحتاً از این برنامه انتقاد کند و بگوید: «پرداخت رسانه‌ای به اراذل شناخته‌شده، تلاش‌های پلیس را زیر سؤال می‌برد و آنان را به چهره‌هایی مشهور تبدیل می‌کند؛ اقدامی که می‌تواند خلافکاران را جسورتر کند.»

مجموع این فشارها و اعتراضات اجتماعی در نهایت باعث شد آن قسمت از برنامه به‌طور کامل حذف شود.

واشقانی در گفت‌و‌گوهای سیاسی نیز با مشکل مشابهی روبه‌رو بود. عدم تسلط کافی او بر مباحث سیاسی و ناتوانی در کنترل فضای گفت‌وگو، باعث شد برخی بحث‌ها به حوزه‌هایی کشیده شود که منتقدان آنها را «غیرحرفه‌ای» و بعضا «خلاف امنیت ملی» توصیف کردند.

همین مسئله باعث شد روزنامه خراسان—نزدیک به محمدباقر قالیباف—نیز از واشقانی انتقاد کند و بنویسد: «مجری برنامه در حوزه گفت‌وگوهای سیاسی تخصص لازم برای هدایت حرفه‌ای مباحث را ندارد و تمرکز برنامه بیشتر بر جلب توجه رسانه‌ای است تا تقویت محتوای تحلیلی آن؛ انتخاب مهمانان پرحاشیه نیز در همین راستا صورت گرفته است.»

واشقانی با چنین پیشینه‌ای سراغ ساخت برنامه «به من چه» رفت.

«به من چه»؛ ورود نسل زد به فضای رسمی برنامه‌سازی


بیشتر بخوانید:

پویان مختاری کیست؟ | پشت‌پرده تغییر چهره شاخ شرط‌بندی

از گردان اراذل تا مدرسه سوپر حزب‌اللهی‌ها | دختر هانی‌کرده چگونه وارد مدرسه فرزندان حلقه سخت نظام شد؟

واکنش مجید واشقانی، به انتقاد سردار رادان درباره دعوت از هانی کرده + عکس


حوادث سال ۱۴۰۱ برای مدیران سیاسی و فرهنگی کشور، چیزی شبیه یک شوک بود؛ مواجهه ناگهانی با نسلی که نه شباهتی به آرمان‌های رسمی داشت و نه زبان مشترکی با ساختار فرهنگی حاکمیت پیدا می‌کرد.

عمق این شکاف تا جایی بود که در یکی از فایل‌های صوتی منتسب به یک مقام امنیتی گفته می‌شد: «در مواجهه با بچه‌های بازداشتی این نسل، دچار فلج اطلاعاتی شده‌ایم.»

از همان مقطع بود که بخشی از حاکمیت تازه متوجه شد نسلی در جامعه ایران رشد کرده که نه‌تنها به سن اعتراض رسیده، بلکه زبان، سبک زندگی و نظام ارزشی متفاوتی هم دارد؛ نسلی که طبیعتاً رسانه و تریبون مخصوص خود را نیز می‌خواهد.

تا پیش از آن، عمده تولیدات فرهنگی رسمی برای نوجوانان و نسل جدید، همچنان بر همان الگوی سنتی و ایدئولوژیک استوار بود که مدیران فرهنگی و سیاسی کشور به آن باور داشتند؛ نمونه روشنش پروژه‌هایی مانند «سلام فرمانده» بود.

تلاش گسترده برای وایرال کردن چنین تولیداتی نشان می‌داد بخش مهمی از مدیران فرهنگی کشور، نسل زد و آلفا را صرفاً در میان نیروهای هوادار حاکمیت تعریف می‌کنند و همان گروه محدود را نماینده کل این نسل می‌دانند.

اما اعتراضات ۱۴۰۱ نشان داد این تصویر، فاصله زیادی با واقعیت جامعه دارد.

اگرچه آن اعتراضات در سطح سیاسی تغییرات گسترده‌ای ایجاد نکرد، اما از نظر فرهنگی، جامعه ایران را به‌شدت متحول کرد؛ تغییری که اثرش را می‌شد در خیابان‌ها، پوشش، سبک زندگی و حتی زبان نسل جدید دید.

همین تحولات باعث شد بخشی از مدیران، ناچار شوند نسل زد و آلفا را به رسمیت بشناسند؛ نسلی که دیگر نمی‌شد نادیده‌اش گرفت.

برنامه «به من چه» را می‌توان محصول همین تغییر نگاه دانست؛ برنامه‌ای که تلاش می‌کرد دایره رسمی رسانه را گسترده‌تر کند و نوجوانانی با ظاهر، پوشش و سبک زندگی متفاوت—حتی آنهایی که لزوماً مورد تأیید مدیران رسمی نبودند—را به قاب تصویر بیاورد و حرف‌هایشان را بشنود.

واشقانی این هوشمندی را داشت که بفهمد با خاموش شدن اعتراضات ۱۴۰۱، این نسل به حاشیه نرفته است؛ نسلی که در حوادث تلخ دی‌ماه ۱۴۰۴ دوباره به خیابان آمد و مطالباتش را این‌بار با زبانی خشن‌تر و رادیکال‌تر بیان کرد.

به همین دلیل، او در «به من چه» تلاش کرد این نسل را به رسمیت بشناسد و صدایش را بشنود؛ تلاشی که البته خیلی زود متوقف شد و برنامه‌ای که می‌توانست به پلی ارتباطی میان نسل جدید و مدیران رسمی تبدیل شود، از پلتفرم پخش‌کننده یعنی روبیکا حذف شد.

ایران فقط برای «یک» گروه از ایرانی‌ها؟


بیشتر بخوانید:

چالش سیاست ورزی به سبک سلبریتی‌ها | بازی با امنیت ملی به خاطر چند لایک بیشتر!

 نسل زد در آینه سیاست رسمی و تحریف یک واقعیت اجتماعی | جوانان به دنبال موشک‌اند یا مهاجرت؟


احتمالاً در روزهای آینده، جریان‌های تندرو حملات گسترده‌تری علیه واشقانی و برنامه‌اش انجام خواهند داد و او را متهم خواهند کرد که در شرایط جنگی کشور، با ساخت چنین برنامه‌ای وحدت ملی را تضعیف کرده است؛ روایت رسمی می‌گوید یکی از دلایل توقیف برنامه، پوشش و سبک حضور برخی شرکت‌کنندگان بوده اما قطعا برخی مباحث طرح شده در برنامه از جمله مباحثی در مورد دی ماه و نظرات صریح شرکت کنندگان درباره حاکمیت در توقیف برنامه بی تاثیر نبوده است.

اما مسئله اصلی، صرفاً برنامه واشقانی نیست؛ مسئله، نگاه خالص ساز جریانی است که می‌خواهد کل جامعه ایران را در همان قالب محدود و ایدئولوژیکی ببیند که خودش به آن باور دارد.

در این نگاه، «وطن» فقط متعلق به کسانی است که در تجمعات رسمی شرکت می‌کنند و هر فردی که سبک زندگی، پوشش یا رفتار متفاوتی داشته باشد، عملاً بیرون از دایره «ایرانی مطلوب» قرار می‌گیرد.

نتیجه چنین نگاهی، حذف «دیگری» است؛ نگاهی که اجازه نمی‌دهد ایران با تمام تفاوت‌ها، تکثرها و تنوع اجتماعی‌اش دیده شود.

برنامه «به من چه» با تمام کاستی های ناشی از غیرحرفه ای بودن تیم سازنده، تلاشی برای نمایش ایران متکثر و شنیده شدن صدای نسل جدید بود.

ادامه این نگاه حذفی، در بلندمدت پیامدهای خودش را خواهد داشت؛ نسلی که مدام از جریان رسمی فرهنگی حذف شود، به‌تدریج احساس تعلقش را نسبت به مفهوم «وطن» از دست می‌دهد.

وقتی حتی یک برنامه ساده نیز با رویکرد حذفی مواجه می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت نوجوان یا جوانی که احساس می‌کند دیده نمی‌شود، نسبت به کشور و آینده آن احساس تعلق عمیقی داشته باشد.

شاید اگر روزی این نگاه تغییر کند و ایران با همه تفاوت‌هایش پذیرفته شود، بتوان دوباره از بازگشت انسجام ملی سخن گفت.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
آریوبرزن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
0
0
واشقانی دیگه کیه....!!!
نظرات شما